هشت غول سینمای جهان که عکاس بود

یک- استنلی کوبریک کوبریک قبل از اینکه نابغهی سینما شود، یک پسر هفده ساله بود که برای مجلهی لوک عکاسی میکرد. او همان سالها را «دانشگاه واقعی» خود میدانست. از همانجا یاد گرفت چطور هر جزئی از صحنه را کنترل کند و چطور با یک قابِ دقیق، داستان بگوید.

دو- آندری تارکوفسکی تارکوفسکی وقتی در تبعید زندگی میکرد، با دوربین پولارویدش آرامش میگرفت. عکسهایش مثل دفترچهی یادداشت شخصیاش بودند؛ پر از حسِ زمان، خاطره و رؤیا. نورِ محو، رنگهای آرام و سکوتِ عکسهایش مشهود بود. او در عکسها زمان را «متوقف» میکرد تا در سینما آن را تجسم بخشد.

سه- عباس کیارستمی برای کیارستمی، عکاسی و سینما دو راه برای یک جستوجو بودند: دیدنِ زندگی از زاویهی دیگر. مناظر ساده، جادهها و درختان تنها، همه تبدیل شدند به شعرهای تصویری او. همان نگاه آرام و متفکرش در عکسها، ریتم فیلمهایش را ساخت. جادههای خالی در عکسهایش همان مسیرهای زندگی در فیلمهایشاند.

چهار- ویم وندرس وندرس همیشه در جاده است؛ چه با ماشین، چه با دوربین. در سفرهایش به غرب آمریکا، شروع کرد به عکاسی از پمپبنزینهای رها شده و مناظر خاموش. در هر عکس، ردّی از تنهایی و نوستالژی هست – همان حسی که در فیلمهایش جاریست. در جهان او، منظره فقط پسزمینه نیست؛ بازتابی از درون آدمهاست.

پنج- آنیس واردا واردا قبل از سینما، عکاس بود و همین نگاه، سینمای او را ساخت. در زمانی که همه دنبال استودیو و بازیگر معروف بودند، او رفت سراغ خیابان و مردم واقعی. نگاه دقیق یک عکاس را داشت؛ دیدنِ زیبایی در جزئیات زندگی روزمره. فیلمهایش مثل آلبومهایی هستند از لحظههای واقعی و صادقانه.

شش- دیوید لینچ عکاسی برای لینچ فقط یک علاقهی جانبی نبود؛ بخشی از همان دنیای تاریک و رؤیایی اوست. او از فضاهای صنعتی، دیوارهای پوسیده و پرترههای عجیب عکس میگیرد – مثل تکههایی از یک رؤیای ناآرام. هر عکس، انگار صحنهای است از فیلمی که هنوز ساخته نشده. در عکسها هم، مثل فیلمهایش، چیزهایی میبینی که هم آشنا هستند و هم ناآرامکننده.

هفت- مَن رِی او ابتدا برای امرار معاش به عکاسی روی آورد اما رفته رفته تبدیل به یکی از پرطرفدارترین عکاسان پرتره و مد در پاریس شد. رویکرد تجربی و قانون شکن او، او را جاودانه کرد. سینمای مَن رِی، دقیقا مانند عکاسی او، داستانگو نیستند، بلکه مجموعهای از تصاویر شاعرانه، رویا گونه و گاهی خشن هستند.

هشت- گوردون پارکس پارکس عکاسی را به صورت خودآموخته شروع کرد. عکس نمادین او که یک نظافتچی را در مقابل پرچم آمریکا نشان میدهد، شهرت جهانی یافت. برای او، دوربین یک سلاح بود، سلاحی علیه نژادپرستی، فقر و بیعدالتی. او در سال هزار و نهصد و هفتاد و یک اولین فیلم پرفروش تاریخ سینمای هالیوود را ساخت که قهرمانش یک سیاهپوست بود.
